سند هویت سازمانی برندcorporate identity guidelines

میزان قدرت برند به جز قردت خرید و محصول به عامل دیگری بستگی دارد که به " خوشه نشانه شناختی برند" تعبیر می شود. در حقیقت این خوشه نشانه شناختی  متشکل از تداعی هایی است که در ذهن مشتری ثبت گردیده و باعث ایجاد پیوند های عاطفی قوی بین مشتری و برند می شوند.

با توجه به اینکه انسان امروزی مورد حمله مدام رسانه های مختلف است و برسر کوچکترین فضای ذهن او جدال است برندهایی موفق ترند که خوشه های گفتمانی قویتری داشته باشند و بتوانند سهم بیشتری از فضای ذهن و دل مشتری را از آن خود کنند.

اینکه چه رنگ هایی مال برند شماست و یا سمبل برند شما چیست و یا چه واژه ها و خط نگاره ای تداعی گر برند شما می باشد همه و همه جزئی از خوشه نشانه شناختی برند شما هستند

اما این خوشه نشانه شناختی خود مبتنی بر هویت برند و حاوی " ژن" و شخصیت برند است. در کلیه عناصر بازتولید ژن برند صورت می گیرد که خود باعث ایجاد هارمونی می گردد و این هارمونی خود موجد تناسب و زیبایی است.

زیبایی از هماهنگی می آید و هماهنگی از کل است و این نکته ایست که ما در هنر های سنتی ایرانی چون مرصع و مرقع  به خوبی با آن آشنا هستیم. در حقیقت تناسب و زیبایی از هماهنگی آرایه هاست و که خود بازتولید ژن است و این در هنر ایرانی نهادینه است و که به خوبی در قالی ها و کاشیکاری ها و دیگر هنرهای مستظرفه به خوبی مشهود است و تکرار ژن و انتقال درست آن مخاطب را جذب می کند.

این سند دستور العمل انتقال صحیح ژن در کلیه عناصر ملموس برند است که باعث می شود این هماهنگی در همه آنها رعایت شود.

از طرف دیگر یکی­از مهمترین لحظات برای برند، لحظه مواجهه مخاطب با آن خواهد بود. شخصیت برند همانند انسانی واقعی تجلیات و نقاط تماسی دارد که مخاطب با آن برخورد می نماید و اگر این تظاهرات و تعاملات به­صورت الگویی تکرار شونده صورت پذیرد درذهن مخاطب به­عنوان یک الگوی­واحد ثبت می­گردد؛ و  شخصیت برند با­توجه­به ماهیت خود وجوه مختلف بصری، رفتاری و کلامی، هر کدام می توانند بیانگر کل یا بخشی از ویژگی ها و ارزشهای برند باشند.

ازسویی­دیگر باتوجه­به تئوری گشتالت می­توان اذعان داشت که مغز انسان برای درک موضوعات پیچیده­ای که از اجزای گوناگون تشکیل شده اند،  این­روش را در­پیش می­گیرد که تمام اجزاء را در قالب یک موضوع واحد جمع­بندی کند و درابتدا یک درک کلی از آن موضوع حاصل کند. هرچقدر که اجزای این­مجموعه وابستگی و ارتباط منطقی­تری با یکدیگر داشته باشند، گشتالت آن مجموعه مستحکم­تر است و درک پیچیدگی آن نیز با تلاش کمتر و راحت تر صورت می­پذیرد.

بنابراین یکی از وظایف طراحان برند دانستن روش یا سبکی است که برند بتواند بر روی مخاطبان گوناگون تأثیر دلخواه (مورد نظر) را بگذارد. به همین جهت طراح باید برای به دست آوردن تأثیرات ایده آل عناصر وجوه مختلف برند را بر پایه سبکی مناسب به نظم درآورد. درحقیقت از قوانین شناخت ذهن (گشتالت )گریزی نیست بنابراین برندهایی که دارای گشتالت آگاهانه باشند دارای تاثیرات عمیق­تری درذهن مخاطب و بالطبع وفادای و پیوند عاطفی مستحکم­تری با آنان هستند.

/ 0 نظر / 43 بازدید